تمنای باران

تمنای باران تمنای باران

نسیم سحرخیزت آفتاب را هدیه می کند

ابرها در زمره بی کس بودن غروب می کنند

آسمان خالی است

سرشار از سکوت

پا به پای چشمه از آب تقلید می کند

رنگش را

بویش را

و

صدایش را

لانه تنهایی من

در آسمان مهر تو

چون خورشید می تراود

صدای آسمان

ندای با من بودن را در لانه شکسته ام می سراید

تمنای باران دارم

با قطره هایی پر از امید

برای سبز شدن لانه

برای شستن اشکانی سرد

برای طلوع رنگین کمان جمالت

برای سپردن من از من به تو

برای توبه …

2 دیدگاه

  1. شاخه شاخه نگاهت سبز و شکوفایی
    دلت دریایی
    شبت پر ستاره و نورانی
    ببند پنجره نگاهت را
    به روی چشمانی بارانی
    هرگز نباشد دلت در خزانی
    گر پنجره آبی امیدت را بگشایی
    زندگی هست زیبا و تماشایی ..

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *