ذهن در کما…دل در گریبان…

ذهن در کما…دل در گریبان… ذهن در کما…دل در گریبان…

مدتی است هوا، هوای بی قراری شده …

در میان این آشوب های ذهنی، تعلقات حسی و مشغله های روزمره، کی و کجا به ثبات عقل و دل می توان رسید؟

شاید اینبار با رسیدن به دستانی آرام یا نگاهی مهربان یا سکوتی پر از معنا و مفهوم …

دردی است که آرام و قرارم ربوده … نه درمانش توانم کرد و نه دردم نهفته ماند … دمی نالان از او … دمی همدم با او …

شاید اینبار … دستی … نگاهی … سکوتی …

الهی … الهی …

دستم بگیر …

نگاهم کن …

مفهومم ببخش …

یک دیدگاه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *