سکوت در وجود

سکوت در وجود سکوت در وجود

نسیم
آفاق را بستر می کند
گل های شب بو
ندای با ستاره می دهند
برگ سبزی به سوی صبح
برای شنیدن
نغمه سبز بودن را به آب می دهد…
سلامی به غرور صبا
حامی غم آلود نسیم
به شرق ها می رود
آنجایی که ساحل ها
با موج های خسته
با گلویی گرفته
برای نجات ملائک
پرواز را می آموزند
آنجایی که همه
کوله بار سنگین سرزمین شب را فراموش می کنند
خشکی معنایش خشکی می شود
دریا،دریا
اقیانوس،اقیانوس…
شبنمان فریفته
با اشکانی سرد
خیال گمشده را می خوانند
اما
من مانده ام
با
سکوت شب

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *