شب عبور

شب عبور شب عبور

سقف آسمان دلم شکافت…

بی خواب از ملالت…

و بی گناه در ایمانت…

خون بر عشق جاری شد…

اشکم به مشک رسید…

من همان تشنه سرزمین چشمانت…

تو همان لیلای خَمّار مستانت…

من همین دلشده نشسته به نگاه…

تو همین حیرانی آفتاب ناگاه…

من خاک کفر به باد بلا سپرده ام…

تو هفت فلک به رسم وفا کشیده ای…

امشب صدایم سکوت است…

و نجوایم، تو…

امشب کنار پنجره شمعی به روشنی راه تو می افروزم…

امشب، شب عبور است…

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *