مانا

مانا مانا

بیان این همه نامانا و ناماندگار
مانای من…

هنوز در تلاطم مسیر به دنبال دستان پر از آرامشت می گردم
گاه با نگاهی پر از معنا و مفهوم به خود می بالم که تو بالم داده ای
گاه با یادی که به یادم می اندازی تمام غیر تو از یادم می روند
گاه به اندازه تمام خودم نزدیک به آغوشت می شوم
گاه این رنگ های رنگارنگ همه رنگ تو می شوند
این گاه ها در این مسیر بی ریاترین و ساده ترین لحظات نگاه در نگاه است
کمی دورتر میان هیاهوی این روزمرگی ها
ای کاش همه تو را ببینند
آنگونه که تو می بینی
ای کاش نزدیک تر باشی

مانای من…

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *