آرشیو ابرچسب : لحظه

مینای آینه
مینای آینه

لحظاتی سبز در آسمان غروب یافته در پهنای افق به سادگی همین نگاه های شیرین به بوسه های معطر گاه و بی گاه به لطافت برگ صبح چون مینای آینه … از کران تا کران با حس خوب ابدیت لحظه ها آهسته تر شمرده می شوند در این اوج پرواز در هوای باهم معنای وجود

لحظه ای برای تو
لحظه ای برای تو

تنها بود…خیلی.. فقط زمین طاقت گام هایش را داشت… چشمانش را دنبال می کردی,به اوج می رسیدی… نفسش گرم بود چون فریاد… گرمی دستانش را می توانستی با تمام وجود حس کنی.. و شهر ساکت بود چون من بهت زده.. هوایش سرد بود چون نگاه های خواب آلود من.. مهتابش دیگر نای نداشت..حتی یک لحظه…