آرشیو ابرچسب : ليلاي خَمّار

شب عبور
شب عبور

سقف آسمان دلم شکافت… بی خواب از ملالت… و بی گناه در ایمانت… خون بر عشق جاری شد… اشکم به مشک رسید… … من همان تشنه سرزمین چشمانت… تو همان لیلای خَمّار مستانت… من همین دلشده نشسته به نگاه… تو همین حیرانی آفتاب ناگاه… من خاک کفر به باد بلا سپرده ام… تو هفت فلک