آرشیو ابرچسب : مانای من

مانا
مانا

بیان این همه نامانا و ناماندگار مانای من… هنوز در تلاطم مسیر به دنبال دستان پر از آرامشت می گردم گاه با نگاهی پر از معنا و مفهوم به خود می بالم که تو بالم داده ای گاه با یادی که به یادم می اندازی تمام غیر تو از یادم می روند گاه به اندازه

لحظه های بی قراری
لحظه های بی قراری

و لحظه های بی قراری… دیشب که ملامتی به درازای هزار راه نرفته را به تن دیدم و افسوس بر جانی که باقی مانده ی هزاره ها بود… آنقدر خسته از نگاه و شاکی به خیالی پر از آه… دیشب تنها آغوش بانگ های شب بوهای جوار گلدسته ها را حس می کردم… و صدایی