آرشیو ابرچسب : نام و یاد

مانا
مانا

بیان این همه نامانا و ناماندگار مانای من… هنوز در تلاطم مسیر به دنبال دستان پر از آرامشت می گردم گاه با نگاهی پر از معنا و مفهوم به خود می بالم که تو بالم داده ای گاه با یادی که به یادم می اندازی تمام غیر تو از یادم می روند گاه به اندازه

حدیث آشنایی
حدیث آشنایی

حدیث آشنایی ات بار دیگر امروز مرا پاک کرد…چون آب بی برگ…چون ابر بی خاک…چون روح اله… لحظه ها را می شمارم و می نویسم تا بانگ درگاهت آید به گوشم…تا بخوانم تو را…تا بجویم تو را و بستانم خود را ز خود… لب بام غروب خورشید می نشینم تا ستاره ی یمانی…می خوانمت از

به نام باران
به نام باران

ای ستایش ای همه عادت ز بخشش ای که تنها ساز هستی از نیستی … محبتت یادآور نامت نامت همچو یادت … یادی ز باران بارشی از ابرهای خسته … و من در تلاطم برخورد و نکوهش …